تفکر وکالتی با پرسش های درست به دنبال تحقیق و جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل آن، استدلال و تصمیمگیری مستدل و منطقی است. این نوع تفکر نه تنها به وکلا کمک میکند تا در دادگاه موفق عمل کنند، بلکه آنها را قادر میسازد تا در هر مرحله از زندگی، تصمیمات هوشمندانه و مؤثری اتخاذ کنند.
فکر کردن مانند یک وکیل مستلزم این است که یک مسئله را از همه زوایا در نظر بگیرید تا راهحلهای پنهان آن را کشف کنید. باید سعی کنید از نظر احساسی از مسئله فاصله بگیرد و به جای واکنش عاطفی، با آرامش و دقت به تحلیل آن بپردازد. از منطق به عنوان ابزار اصلی خود برای نتیجهگیری استفاده کرده و به دنبال الگوهای تکراری در رفتارها، اظهارات و شواهد باشید. موقعیتهای مشابه در گذشته را با زمان حال مقایسه کنید و ببینید چه عواملی منجر به موفقیت یا شکست شدهاند.
همه فرضیات را زیر سؤال ببرید. حتی آنهایی که قطعی به نظر میرسند. هر چیزی را که پذیرفتهاید، دوباره بررسی کنید. دلیل هر ادعا، هر رفتار و هر تصمیم را پیدا کنید. به یاد داشته باشید: حقیقت اغلب در جزئیات پنهان میشود، نه در آنچه اولین نگاه به نظر میرسد و گاهی مهمترین نکته، چیزی است که اتفاق نیفتاده است مثل سکوت، عدم حضور، یا یک سکوت غیرعادی.
مراحل تفکر وکالتی عبارتند از:
- پرسشگری: یک وکیل، همیشه سوالات کلیدی مطرح می کند. چه اطلاعاتی وجود دارد؟ چه اطلاعاتی کم است؟ چه شواهدی برای اثبات یا رد یک ادعا وجود دارد؟
وقایع را زیر سوال ببرید. وکلا به دنبال شواهدی برای اثبات هر واقعه ایی هستند و فرض می کنند که هیچ چیز بدون اثبات درست نیست.
بپرسید، بپرسید و بپرسید. به کودکان خردسال دقت کنید آنها مدام سوال می پرسند «چرا؟». سوال پرسیدن آنها مهم ترین ابزار برای کشف دنیای اطرافشان است.
تفکر وکالتی نیز به معنای بدیهی نگرفتن چیز ها است. درک اینکه چرا چیزی اتفاق افتاده یا چرا یک قانون خاص وضع شده است، شما را قادر میسازد تا همان منطق را در مورد سایر الگوهای واقعیت اعمال کنید و به یک نتیجه منطقی برسید
- تحقیق و جمعآوری اطلاعات: گرد آوری و بررسی تمام شواهد و دادههای مرتبط با موضوع.
چه چیزهایی باید جمعآوری و بررسی شوند؟
الف) دادههای ملموس
- عکسها، فیلمها، اسناد، قراردادها، نامهها، پیامهای متنی
- گزارشهای پلیس، پزشکی قانونی، نظریه کارشناس یا کارشناسان
- مدارک بانکی، تماسهای تلفنی، حضور و غیاب
ب) دادههای انسانی
- مصاحبه با موکل
- مصاحبه با شاهد یا شاهدان: با تمرکز بر تناقضها، زمان، مکان.
ج) محیط و شرایط
- بازدید از محل حادثه
- مشاهده شرایط فیزیکی: نور، فاصله، صدا، دید
- تجزیه و تحلیل موضوع: شناسایی نقاط قوت و ضعف در استدلالها و مقایسه دلایل مختلف و ارزیابی اعتبار آنها.
تشخیص دقیق مسائل برای تعیین اینکه کدام حقایق مرتبط و کدام غیر مرتبط هستند، مهم است.
- استدلال: ارائه دلایل قانعکننده برای حمایت از دیدگاه خود، پیشبینی استدلالهای طرف مقابل و آمادهسازی پاسخهای مناسب.
استدلال هر دو طرف را بررسی کنید. توانایی استدلال در مورد هر دو طرف یک موضوع به این معنی است که شما آگاه هستید که هر روایتی دو طرف دارد که هر کدام از آنها نکات متفاوتی دارند. وقتی یاد میگیرید که چگونه استدلالهای مخالف را نیز مطرح کنید و به آنها پاسخ دهید، می توانید به راحتی دفاع کنید و پیروز شوید.
- تصمیمگیری منطقی: اجتناب از تصمیمگیریهای عجولانه یا احساسی و پرهیز از سوگیری های شناختی.
احساسات شما را از دیدن حقایقی که ممکن است برای حل یک مشکل مهم باشند، باز میدارند. فکر کردن مانند یک وکیل مستلزم کنار گذاشتن علایق شخصی یا واکنشهای عاطفی برای تمرکز بر حقایق واقعی و قابل اثبات است. به عنوان مثال، فرض کنید موضوع(اتهام) پرونده تجاوز و آزار و اذیت کودکان خردسال است. این موضوع باعث جریحه دار شدن افکار عمومی گردیده، جزئیات پرونده ممکن است منزجرکننده و تاسف بار باشد؛ اما وکیل مدافع باید مسائل عاطفی و احساسی را کنار بگذارد و تمام تلاش خود را بر اثبات واقعیت و ارائه استدلال منطقی متمرکز کند.
